روژین


تو كجا ... ايچه كجا ... وه خير بيايي هه گل اي ...
دلِ غنج كرد مه سي جات ... ئه گر باهايي ... هه گل اي ...



سلام حضرت اردی بهشت ... حال شما ... 

دوباره حل شده در خاطرم ... خیالِ شما

دوباره عاشق پرواز شد دلم ... یعنی

درآسمانِ غزل ... پر زده است ... بالِ شما

شما ... چقدر بزرگ است اسم کوچک تان

تمام پنجره ها مانده اند لالِ شما

سلام حضرت اردی بهشت ... دل تنگ ام

به رقص آمده بر سینه ام ... مدالِ شما

اگر چه حالِ من اینروزها گرفته ... ولی

خدا نیاورد آن روز را که حال شما ... !

مریم پیله ور

 = - = - = - = - = - = -  = - = - = - = - = - = - = - = - =

گفتم سلام ... نور علی نور شد لبم

دریا شکافت ... غلغله ی طور شد لبم

آتش گرفت روح من از سُـکر آن سلام

باغِ هزار دانه ی انگور شد لبم

تقدیر من شهادت یکتایی ِتو بود

هر صبح ... در سلامِ تو، مامور شد لبم

طعمِ گسی ... تمام مرا تلخ کرده بود

نام تو ریخت در دهنَ م ... شور شد لبم

من کی به میل خویش دل از بوسه می کنم !؟

فرصت نبود ... حیف که مجبور شد لبم

با فکرِ بوسه هایِ کمی بعد ... جان گرفت

وقتی که باز از دهنَ ت، دور شد لبم

گفتند طعم بوسه ی او را گرفته است ...

چشم حسود کور ... که مشهور شد لبم

من در نمازِ خویش، به کـفر تو مؤمن ام

با "لا" و با " اله" تو ... محشور شد لبم

جانَ م به زهد، پیروِ پیرِ هرات شد

کافرتر از حکیم نشابور شد لبم

چون تک نهالِ دره یِ بهمنِ گرفته ای 

در زیر نام های تو ... مستور شد لبم

برق نگاه تو، شبِ ما را مچاله کرد

لکنت گرفت چشم من و ... کور شد لبم

آرش شفاعی

= - = - = - = - = - = -  = - = - = - = - = - = - = - = - =

نامه دادم ... که به لطفَ ش بتوانی بانو

فرشِ تبریزِ دلَ م را ... بتکانی ... بانو

بگذار از همه ي آنچه که گفتن دارد

چند سطری بنویسم ... که بدانی ... بانو

آن که از ثانیه ها ساده گذر کرد ... منم

آن که با قافیه ها، میل خطر کرد ... منم

آن که با هرچه بجز عشقِ من آمیخت ... تویی

آن که با "بی همگان" ... بی تو بسر کرد ... منم

منم آن کس که برای تو غزل گفت ... و تو !؟

مـژه ام جای قدم های تو را رُفت ... و تو !؟

منم آن کس که به عشقِ لبِ گیلاسیِ تو

هی غزل گفت و غزل گفت و غزل گفت ... و تو !؟

و تو ... این خاطره ها را ... که نخواهی فهمید

گریه ي پنجره ها را ... که نخواهی فهمید

تو که یک عمر، به هرکس که شده ... دل دادی

معنی دلهره ها را که ... نخواهی فهمید

تو اگر چیزی از این عشق سرت می شد که ... !

حرفِ من وارد آن گوش کَـرت می شد که ... !

می شد اینطور نباشد ... تو اگر یک لحظه

باورت می شد اگر همسفرت می شد ...که !

باز هم حرف اضافی زده ام ...  بانو ... نه ؟؟!

باز ...  شد باز در غمکده ام، بانو ... نه ؟؟!

هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد

باز بی موقع به حرف آمده ام، بانو ... نه ؟؟!

نامه دادم ... ولی انگار خرابَ ش کردم 

دل به من دادی و انگار ... کبابَ ش کردم !

ابر بارید و ... کویر عطشَ م دریا شد

من به دستان خودم  باز ... سرابَ ش کردم

حسین زحمتکش

 = - = - = - = - = - = -  = - = - = - = - = - = - = - = - =

جهنمی بدتر از آن نيست

كه مدام

به ياد بياوری

بوسه ای را

كه اتفاق نيفتاده است

ريچارد براتيگان

= - = - = - = - = - = -  = - = - = - = - = - = - = - = - =

این مادرِ خوبِ خیابانـی، حالـي شبیه حال من دارد

هر روز می افتد به جان شهر، با شهر ... جنگِ تن به تن دارد

زن ... ! سینه مالامالِ اندوه است، یک سینه ی خوش فرمِ امروزی

این روزها هر شاعــری ... قطعاً ... چشمی به چاکِ پیرهن دارد

من، شاعـرِ یک لاقبایی که ... در کوچـه های شهـر... می لولد

آقا ... به من چه خواهرت خوب است ! این شاعرِ خوشبخت ... زن دارد

زن ... ! با خودش هر روز درگیر است، زن با خودش! هر شب کتک کاری

این سفره نان می خواهد و ... یک مَرد، هر شب ...که قصد زن شدن دارد

هر شب کتک کاری ست در ذهنَ م، با شعرهایی که نمی گویم

باور نمــی کردم ... ولــی انگار، این شعـر هم دستِ بزن دارد

زن ...! مطلقاً ممنـوعِ بی دینی، من ... ! چای سرد ... توووی یک سینی

زن ...! کوه ... بر دوشی که می بینی، یک تیشه، دستِ کوه کن دارد

تووی خیابان ... بی خدا شاید، گاهی حجابَ ت را رعایت کن

از این خدا خیری نخواهی دید ... وقتی دهان ... طعم لجن دارد

حال بدی دارم که می فهمی ... حالی شبیه مادری هرزه

این روزها این شاعـرِ بدبخت ... قصدِ خریدِ یک کفن دارد

ناصر ندیمی

 = - = - = - = - = - = -  = - = - = - = - = - = - = - = - =

من ... كه در اداره آقاي آذري ام

مرخصي مي دهم به احمدي ... برود دمِ درِ خانه اش سكته كند

يا خانم رحماني ... برساند خودش را براي زايمان خواهرش

 

يك روز خودم را به استحضار مي رسانم و

ماموريت مي گيرم، مي افتم دنبال مسيرِ مهاجرتِ ماهي هاي آزاد

اين را به شما قول مي دهم

شما يعني كت و شلوارم !

 

بالا بروم ... پائين بيايم

دلتنگ ترم مي كنند خيابان ها ...

مي آيند در من به راهپيمايي

بالا و پائين مي كـُنندم

كه تغيير كند نظامَ م

مگر من اما عوض مي شوم ؟!

 

در خيابان هاي عصر

زنان بسياري را دوست داشته ام

هرگز يكي شان اما ... آنقدر زيبا نبوده است

كه اندكي مرگ مرا

به تاخير بياندازد

اين ها را كه گفتم تنها كفش هايم در جريان اند

 

من، مردِ گريه هاي بي مناسبت ام

آدمِ روزهاي نامناسب

آن هم كجا .. ؟!

در كوچه هايي نامتـنـاسب سنَ م

به تناسب اندامَ م

اندوه براي كشيدن دارم

اين ها را پاكت سيگارم مي داند و

باراني و چترم

 

به قصدِ نزديكي با خودم هستم ...

هر شب، اگر خيالَ م را روي تخت مي برم

اگر همسرم نبود

هر صبح، مرا چه كسي ياد آوري مي كرد؟

آينه ي دستشويي؟ يا لباس خوابَ م؟

 

با پيژامه ام رفيق ام

هر دو ... دوست داريم تراكتور سازي

استقلال را شخم بزند

تخمه مي شكنيم و داد مي كشيم !

تا اخبار جمعه، دلتنگ مان مي كند

سرم را از پنچره در مي آورم و

آهسته به او مي گويم :

نه ... ! نمي شود از كارجهان سر در آورد

از اين موضوع، زير پيراهنَ م هم خبر دارد

 

با اين اوصاف كه گفتم ...

در حمام، هيچ كس از من خبر ندارد

جز حافظ ... كه با من دوش مي گيرد و

منتظريم كه ملائك

در خانه ام را بزنند ....

حسن آذري

= - = - = - = - = - = -  = - = - = - = - = - = - = - = - =

رج به رج ... موی تو را ... بر دارِ قالی می کِـشند

یا که بر بوم ... از تو، تصویری خیالی می کشند

با کمی خرما و مشتی خاک و ... چندین خوشه عشق

بر تنَ ت، پیراهنی از نخل و شالی می کشند

هر طرف، ارباب ها ... محض تصاحب کردنَ ت

نقشه ای از جنگ های احتمالی ... می کشند

ای بهار رهگذر ... ! با رفتنَ ت نقاش ها

سرنوشت باغ مان را ... خشکسالی می کشند

بعد از آن ... دیگر به جای شمع دانی های سرخ

درکنارِ پنجره، گلدانِ خالی می کشند 

بال در می آورم ... تا سر بکوبانم به طاق

هر کجا یک جفت ابروی هلالی می کشند ...

امیر توانا املشی

= - = - = - = - = - = -  = - = - = - = - = - = - = - = - =

یکی بود، یکی نبود. غیرازخدای مهربان، هیچ کس نبود. آن دورها، پشت کوه های نقره ای روسیه، دخترکی پیدا شد. برف، همه جا را یکدست سفید کرده بود. آن روز، پرنده ها توی هوا یخ می زدند و روی زمین می افتادند.  دخترک، تنها بود وسرما مژه هایش را به هم چسبانده بود. دخترک، در آن سرما دلش یک قلب تپنده می خواست و یک آغوش گرم. چشم هایش را بست و از صمیم قلب آرزو کرد. گرگ خاکستری بو کشید و نزدیکش شد. نزدیک و نزدیک تر. دخترک دستان کوچکش را باز کرد و گرگ را به آغوش کشید. چه کسی باور می کرد اما گرگ دخترک را نخورد. فکر کردید خدا پشت کوه های نقره ای روسیه نمی رود ؟

پروين پناهي

= - = - = - = - = - = -  = - = - = - = - = - = - = - = - =

مزامیرِ ضمیرت را ... پری‌خوانان نمی خوانند

که امثالِ تو ... امثالِ غزل‌های سلیمان اند

تو شاید احسن الحالی،که حالَ ت را نمی پرسند

تو شاید لیلة القدری ... که قدرت را نمی دانند !

ولایات تو پر مکر است ... ما، اما همین جا ایم

مبادا راهِ  ما را دلفریبانَ ت بگردانند ...

کمانگیرانِ چشمَ ت ... از شکارِ مهر می آیند

غزل خوانانِ لب هایَ ت ... اناجیلِ اناران اند

خوش احوال اند مستان در هوایِ چشمِ مستِ تو

گریزان اند هشیاران ... زِ هشیاری گریزان اند

گناهِ عشق را ... با کفرِ عقلِ خویش ... پوشیدند

که تا هستی ... خطاپوشانِ چشمَ ت را ... نرنجانند

خبر داری خودت از مسجد الاقصا نقاطِ تو ...

هم آغوشانِ قابِ قوسِ عشقِ تو ... رسولان اند

که معراجِ تو از بامِ فلک، بالِ ملک را سوخت

چه جانی تو ... ! که پیشَ ت عاشقان، جان درکف افشانند

بیا ... تا در سماعِ نامِ تو ...کف ها به دف آیند

بیا ... تا نیستان ... در نیستی ... دستی بیفشانند

حافظ ایمانی

= - = - = - = - = - = -  = - = - = - = - = - = - = - = - =

پایَ م از اینجا بریده ست و ... سَـرم جا مانده است

زخمِ تردیدی به روی باورم ... جا مانده است

کاملاً عاشق نخواهم شد از این پس ! ... بخشی از

روح من، در عشق های دیگرم، جا مانده است !

اینکه هر شعری که می گویم پریشان می شود ...

تارِ مویی از تو ... لای دفترم جا مانده است

آتشِ در زیر خاکستر، کماکان آتش است

برقی از چشم تو در خاکسترم ... جا مانده است

با خیالَ ت شب که خوابیدم ... سحر دیدم عجب  ... !

طرحِ اندامِ تو روی بسترم ... جا مانده است

می روم تا از سر خود عکس برداری کنم  !!

تکه هایی از صدایَ ت ... در سرم جا مانده است

اصغر عظیمی مهر

= - = - = - = - = - = -  = - = - = - = - = - = - = - = - =

من از اين حرف ها بزرگترام ... تو ... دل كوچكَ ت خياباني ست

به خيابان نمي رود دلِ من ...  من دلم توي خانه زنداني ست

تو نمك گير من شدي ... باشد ... اين،كه يك اتفاق معمولي ست

من اگر سفره ي دلم پهن است، در دلَ م هميشه مهماني ست

با همه ابرهاي دور و برت، آن طرف ها هميشه آرام است

دل به دريا نزن، مواظب باش ... اين طرف ها، هميشه طوفاني ست

روزگارم سياه شد با تو ... كه الهي سفيدبخت شوي

چشم هاي تو كافرم كردند ... دور شو ... نوبتِ مسلماني ست

تو كه ... خاتونِ خوبِ من بودي ... روسري را دُرست كن ديگر

باد دارد مي آيد و ... دلِ من مثل موهات ... در پريشاني ست

به دوتا خوشه گندم وگيلاس ... سرزنش مي كنند آدم را

عاشقي هيچ دست آدم نيست ... كارِ خط هايِ روي پيشاني ست

آرش پورعليزاده

= - = - = - = - = - = -  = - = - = - = - = - = - = - = - =

هرچندکه اندامِ تو ... برفِ سبلان است

از گرمیِ اهوازِ لبَ ت ... بوسه پزان است

یک شهــر در این عَـرضه، تقاضـای تو دارد

تقصیر لبَ ت نیست ... اگر بوسه گران است

بازارِ طلا  نیست اگـــر مــوی طلائيت ...

با هر وزشِ باد، چرا در نوسان است ... !؟

سر ریـز شدم از یقـه ي پیرهن، از بس ...

در عشقِ تو سیالِ تنَ م ... در فوران است

تا بره ی چشمـان تـو را گرگ ندزدد ...

در مرتع گیسوت ... دلَ م چشم چران است

هر بارکـــه تبخیــر شد از ذهن ... خیالَ ت

آن سوی دگر ... خاطره ات در مـَیعـان است

رویای من این بود که همراه تــو باشم

افسوس ...که در دستِ تو ... دستِ چمدان است

باران تنَ ت کاش بر ایـن خانـه ببارد

هر چند ... که بختِ بدِ من، قطره چکان است!

مجید آژ

= - = - = - = - = - = -  = - = - = - = - = - = - = - = - =

یقین ! که مست کند یک جهان، زِ بوی تنِ تو

اگر که باز شود ... دکمه های پیرهن تو

نه مستی است که پیراهنَ ت ز تن بتراود ...

خدا ... شرابِ خودش را نشانده در بدن تو

پر از شکوفه و گل می شود تمام غزل هام

اگرکه وام بگیرم به بوسه از دهن تو ...

گرفته کشتیِ شوقِ تنَ م، به وسوسه پهلو

کنارِ ساحلِ زیبایِ بندرِ بدن ِتو

من از میان همه خویش را ... برای تو خواندم

گزیدم از همه، من را ... فقط برای من ِتو

تو ...کِـی برای دل من یگانه می شوی ای عشق ... ؟

چقدر مانده به آن لحظه های من شدنِ تو ... ؟

خوشا من و تو و شعر و شب و شراب و ... صدایِ

نفس نفس زدن من ... نفس نفس زدن تو

حمید چشم آور

= - = - = - = - = - = -  = - = - = - = - = - = - = - = - =

هر که می آيد؛

دو رکعت شکست ...

در من می گذارد !

شبيهِ مسجدی ميان راهی ...

میزبانِ نمازهای شکسته ام . . .

احسان پرسا

= - = - = - = - = - = -  = - = - = - = - = - = - = - = - =

گلي فرستاده بود و يادداشتي :

" سال ها پشت سر هم میرن ... چند سال شد ندیدنت؟ دور و برت شلوغ بود از همه،حق داشتی رفتنم رو نبینی ... اینا همه حرفه. کاش ... جدا از خنجری که زدی تو قلبم، میشد دوباره باهات حرف زد و به شوق دیدنت شاد شد ... سال نو مبارک ... "

و فكر كرد سال ِ من مبارك شد !!!

= - = - = - = - = - = -  = - = - = - = - = - = - = - = - =

دوش ... آگهي ز يار سفركرده داد ... باد

من نيز دل به باد دهم ... هرچه باد ... باد

كارم بدان رسيد كه همراز خود كنم ...

هر شام، برق لامع و ... هر بامداد ... باد

در چين طره ي تو ... دلِ بي حفاظِ من

هرگز نگفت مسكنِ مألوف ... ياد باد

امروز قدرِ پندِ عزيزان شناختم ...

يارب ... روان ناصحِ ما ... از تو شاد باد

خون شد دلم به ياد تو ... هرگه كه در چمن

بندِ قبايِ غنچه ي گل ... مي گشاد ... باد

از دست رفته بود وجود ضعيف من

صبحَ م به بوي وصلِ تو ... جان، باز داد ... باد

حافظ ... نهاد نيكِ تو ... كام َت برآورد

جان ها ... فداي مردمِ نيكو نهاد ... باد 


دو عكس اول و آخر اين پست رو در مسير سنندج به سقز ... اردي بهشت ماه سال گذشته گرفتم.

= - = - = - = - = - = -  = - = - = - = - = - = - = - = - =

و ترانه های این پست رو ... هرگز نشنيدين و نخواهيد شنيد. با شاهان و سلاطين موسيقي بودن، بهترين ِ حال هاست. در ادامه و در آغاز 3 شاه ترانه از موسيقي لري رو براتون گذاشتم. نه تنها فوق العاده ست ... كه  بي نظيره. حتي اين واژه ي "بي نظير" كمه براشون. بشنوين كه ظرفيت هاي موسيقي محلي تا كجاست و سازهاي ايراني چه پتانسيلي براي اجراي موسيقي دارن و چه ها كه نمي نوازنند ... اگر اينطور شناخته بشن.

 

"ایرج رحمان پور" فوق فولکلوریک اجرا کرده با "هی گل ای ". خداي من از اين ترانه. الله الله از اين همه شور و وقار. از اين همه عشق و ادب در شعر و موسيقي.

دو مقام زیبای تال از "فرج علی پور" :

"کوچ"

"سنگین سما"

دو مقام خراسانی از استاد "سرور احمدی"

"چهار بیتی"

"مشق پلتان"

"محسن میرزاده و بلدا عباسی" هم در شمال خراسان "عزیز جان" رو اجرا کردن

سه شاه ترانه از "kades Turkuler"

Dasli Gala

Enfal

Tam Tam

صداي گرفته ي "کیوان هاکو" و ترانه ي  "گولا زر"

و همراهي "کیوان هاکو" با "هولیا افشار" ...  با ترانه ي  "اسمر"

"کاووک" رو بدون کلام و با ویالون "دلشاد سعید" بشنوین.

و ای وای از "ایوب علی" و این دو ترانه ش :

"Dotmir"

"Estutem"

این ترانه رو با این لهجه غريب بشنوین. "باور کن" !

"محمد معتمدی" و "حسین علیزاده" در آلبوم "باده تویی" ... قطعه ی "سما"

"محمد معتمدی" و "حسین علیزاده" در آلبوم "باده تویی" ... قطعه ی "سرمست"

"رضا یزدانی" با این "برج بلند" معروف شد. کاش به همون خوبی می موند !!

"عزیزم ... دست نگه دار " ... بسیار زیبا ست ... از "روانبخش"

"کابوس"  رو از "اشک مهر" بشنویم !

با ترانه ي Akyrodpk  از Kelly kelekidou حال خوبي خواهيد داشت.

و Xenitia با ترانه ي parapono خيلي حس قشنگي بهنون خواهد داد.

نوشته شده در جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393ساعت 23:48 توسط عبدالله قوامی|


آخرين مطالب
» مه ر د بلبل به پرسم نوم و نشونت ... هه گل اي ...
» سال نو ... بهار نو ... مبارک
» به لولیان ... پری وشان ... سبو و سیب هدیه کن
» چله‌نشینانِ زمستان
» دفتری از سِحر مطلق ... پیش چشمش باز بود
» واقعه ی کم تحمل ها ...
» بعد از واقعه ...
» تا روز واقعه ...
» بگردم دور تو ... دور نگاهت
» دیگه هیچوقت خوب نیست ...

Design By : Pichak