روژین

سال نو مبارک

= - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - =

= - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - =

 

 

میلاد مهاد

آیه ی عشق است با خط مُعلّا ... چشم تو

کرده سِر الله را در بــــوق و کرنـا ... چشم تو

تا پرندِ پلک هــــات از خــواب، دامن می کشند

شیخ می گوید : سلامٌ هِیَّ حتّی چشم تو !!

پشتِ پلکِ آهوان و ... زیـــرِ ابــــروهای  تو

گرچه نام هر دوشان چشم است ... اما چشم تو !

هم برای رستگاری ... روشنِ چشمَ ت، بس است

هم برای کافـــری، کافی ست ما را ... چشـــم تو

تیر و تارا، اشکبارا، چشمه سارا ... چشم من

غم گُسارا، عاشِقـــا، قدیسه وارا ... چشم تو

نیست از این منت ی  سنگین و طاقت سوز تر

دیدن آیــــاتِ قـــــرآنِ خـــــدا ... با چشــــم تو

هیچکس مانندِ من مردِ چنین جنگی نبود ...

لا فَتی اِلا خودم ... لا سَیف ... اِلا چشـــم تو !!

= - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = 

 

 

علی اکبر یاغی تبار

خونِ قبیله ی پدرم، عبری است

خطِ زبانِ مادری ام ... تازی

از بس که دشنه در جگرم دارم،

افتاده ام به قافیه پردازی

جسمَ م به کفــر نیچــه می اندیشد

روحـــم به سهرودی و مولانا

یک قسمتَ م یهودیِ اتریشی است،

یک قسمتَ م مسیحیِ قفقازی

اندیشه های من هگلی ... امّا ،

واگوبه های من فوکویامایی است

انبوهـی از غوامض فکـــری را

حل کـــرده است علم لغت بازی

تلفیق عقل و عرف و ولنگاری ،

آموزش شریعت و خوشباشی

درک نبــوغ فلسفـی خیّـــام

با فال خواجـــه حافــظ شیرازی

ما سوژه هـــای خنده ی دنیا ایم

وقتی کـــه یک فقیر گنابادی !!

با یک دو پاره ذکر و سه تا حق حق

اقدام می کند به براندازی !!

می ترسم از تذَبذَب یارانَ م

گفتی برادرم شده ای؟ باشد

اثبـات کــن برادری خود را ، 

باید مــرا بــــه چـــاه بیندازی

= - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - =
 

 

مهدی فرجی

با این همه میدان و خیابان ... چه بگویم !؟

با غربتِ مهمان کُشِ تهران ... چه بگویم !؟

حرفِ دلِ من شعر و ... سکوت و سخنَ م ... شرم

با این زنِ پتیاره ی عریان ... چه بگویم

از این یقـــه آزادیِ میلادِ کراوات

بر اسکلتِ فتحعلیخان ... چه بگویم !؟

از بُغـضِ فراموشــیِ "همت" به "مدرّس"

از "باکری" خسته به "چمران" چه بگویم !؟

با دختــرکِ فال فــروشِ لبِ مترو

یا بیوه زنِ بچه به دندان ... چه بگویم !؟

زن با غـمِ شش عایله، با من چه بگوید !

من با شکمِ گشنه ... به ایمان چه بگویم !!

با او که گل آورده دم شیشه ی ماشین

با لذت ایـــن شرشر باران ... چـــه بگویم !؟

دامانِِ رها، مویِ پریشان، منِ شاعــر

با خشمِ دو مامورِ مسلمان ... چه بگویم !؟

تا خرخره ...  شهــری به لجــن رفته و ... حالا

ماندم که به یک چاکِ گریبان ... چه بگویم !؟

= - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - =

 

 

کمیل ایزدجو

غزل چشمَ ت! غزل مویَ ت! غزل لبهات  ... بانو جان

خدا رحمَ ش بیـاید بر مخاطب هات ... بانو جان !!

نگاهَ ت منتقدها را حسابــی بــی زبان کرده

و شاعرهای سر در گم، که در شب هات ... بانو جان

غِـنایی راه رفتن ها ! حماسی عشوه کردن ها ... !

چه می چسبد برای ما مجرب هات ... بانو جان

تبَ م تند است و هذیانَ م مفاعیلُن مفاعیلُن

دعا کن قسمتَ م باشد تو و تب هات ... بانو جان

رسیدم روی این بیتی که عمرش یازده قرن است

و می پرسم به شکلی که مودب هات، بانو جان ...

تو  مرصـــاد العبادی  یا  فروغ  کشف الاســراری

که رندی می گذارد سر به مکتب هات بانو جان؟

تو لامذهب ترین شعری که خیییییلی دوستش دارم

به می سجاده رنگیـــن شد و شد لب هات ... بانو جان

= - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - =

 

 

مرتضی عابدپور لنگرودی

فیلتر چند سایت مستهجن

کاهش نرخ مرغ ماشینی

کاور آلبوم جدید ابی

سالــروز عروج آوینی

انتقــادی نبـــود و نیست جنــاب

مشکل از میخ های اسلام است

شـُکـــر ... خوابیــده شر استکبار

شهر ما مدتی ست ... آرام است

ساقیِ شربتِ شهادتِ جنگ

با دو بطری آب جو برگشت

پیروِ ارزشیِ خطِ امام

راست رفت و ... میانه رو برگشت

توی کاباره رای آوردند

گرچه شلوارشان پلــنگی بود

رفعِ حصرِ سرانِ جنبشی  زرد !!

پت و مت !! کارتون قشنگی بود

کوفه بود و ... صدای آمریکا

کوفــه بود و ... امیر بیدارش

من و تو !!  با دکلته می رقصید

وسط بغض أینَ عَمّارش

گریـــه کردیــم  پشت هر خنده

جشن ما ... با عزا تداخل داشت

آخرش ... مثل سگ پشیمان شد

هرکه با گرگ ها ... تعامل داشت

بررسیِ مذاکراتِ ژنو

توی یک تاکسی اسقاطی

خسته ام مثل مادر دو شهید ...

پشتِ یک عمر ... چرخ خیاطی !

= - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - =

 

 

شروین سلیمانی

میوه ی ممنوعه چیدن را ... که حوّا باب کرد

آدم، اخراج از بهشتِ با صفا را ... باب کرد

چون که قابیل از عقب ! با بیل زد، هابیل را ...

حمله با یک بیل را ... درکُلِ دنیا، باب کرد

نوح ... نهصد سال کشتی ساخت، توی یک کویر

کار دور از عقل را ... این مرد دانا باب کرد

بارداری  بی حضور جنس نر را در جهان !!

حضرت مریم، به لطف حق تعالی ... باب کرد !

از شروع این جهان، مرد از پی زن می دوید

از پی مردان دویدن را ... زلیخا باب کرد

یازده تا بچه جز یوسف، فقط یعقوب ساخت

صنعت انبوه سازی را ... فُـرادا، باب کرد

رد شدن از نیل، بی لنج و بلم، امکان نداشت

رد شدن از نیل را با چوب!! موسا باب کرد

حرفه ی آتش نشانی را ... هزاران سال پیش

از لجِ نمرود ...  ابراهیم آقا ! باب کرد 

گوسفندی که به قربانگاه اسماعیل رفت

مبحث ایثار را ... در حد اعلا، باب کرد

بس که کَل کَل کرد با موری، سلیمان نبی !

بحث و کَل کَل را میان جانورها ... باب کرد

بردن سگ در مکانِ خواب را ... از آن  قدیم

عضوی از اصحاب کهف، از بابِ تقوا ... باب کرد

پیش از این شعری نبوده با ردیفِ  "باب کرد"

این ردیف خاص را ... شعرِ ترِ ما ... باب کرد !

= - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - =

 

 

آرش شفاعي

از حوصله‌ی روسری اش، باد که سر رفت

اوضاع جهان ... باز لبِ مرز خطر رفت

او آمد و ... در کوچه‌ی ما ولوله افتاد

او در زد و یک آن ... نفسِ کوبه‌ی در، رفت

چشمش،  سر زلفش ... که نشسته است بر ابروش

بسیار ستم بر من از این چند نفر رفت ...

چون ماهی بی تابی، از تـُنگ برون جـَست

آن راز ... که از زیرِ زبانِ همه ... در رفت

تکثیرِ جنون ... مساله ی اصلی ما شد

وقتی که از این خانه به آن خانه ... خبر رفت

رقصید گـُـلی، در وسطِ معرکه‌ی باد

لرزید درختی و ... در آغوش تبر رفت

شهر از نفسَ ش گرم شد آن صبح که آمد

مست از قدمَ ش جاده شد آن شب که سفر رفت

برگشت به سوی من و ... در را پس از آن بست

نطق قلمَ م کور شد و ... واژه هدر رفت

= - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - =

 

 

 

ناصر ندیمی

"اِنا خَلَقناک َ" بدون ِ ذره ای تمرین

بعدش " نَفَختُ فیک َ روحی" ... لطف کن بنشین

"اِنا فَتَحنا لَک" ، همین " فَتحاً مُبینا" را

از زیر بال ِ مادرت، تا آمدی پایین ...

" اُدعونی" ... اما " اَستَجِب" را بی خیال ... آقا

" اِنی اراکُم فی کبد" ... با حالتی غمگین

انسان ِاز یک نطفه، با یک فکر "بی پرده"

شیطان چه حالی می کُند، با فکر ِبی تضمین !

"اِنی ظَلمت ُ نَفسی و ... انی انا الله"

اِنی ... فنا رفتم، به نام خرقه ی پشمین !

وقتی که حتی "ما عَرفناکَ " چه باید کرد !؟

بی معرفت ! در مکه پا خوردم ... نه در قزوین !؟

من با دفاعی نا مقدس ... روبرو بودم

من چند سالی فحش دیدم ... توسَری ... توهین

من مادرم را بی پدر ... درگریه خواباندم

من دست بردم بی پدر ... در سفره های مین

"سُبحانی َ ما اعظم َ شأنی" ... در این مورد

یا لا اِله غیرِ مَن در شعر ... بعد از این

من حضرت شاعر شدم، در باوری مسموم

من کافری مومن شدم، در خلسه ای سنگین

"اَلحمد لله الذی" ... حالا که من باشم

"سُبحانک َ انعمتُ" خیلی چیزها ...  "آمین"

دارم خودم را می کُشم ... سگ تووی روحَ ت شعر

داری به گـَنـدَم می کِشی ... باران ِ فروردین !

 

= - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = 

= - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - = - =

 

 و اما موسیقی های این پست رو شروع می کنم با :

 

پیش درآمد راست پنجگاه از بزم خرابات " گروه لیان ".

در ادامه مهمان هستین در " کیوسک با " آرش سبحانی

عشق سرعت

زوربای ملایری !!!

بی تربیت ؟!؟

آرامش صدای " لِنا چِمامیان " با ترانه های :

سریر

مادر

 ترانه ی فوق العاده زیبای "Et La Fille Danse "  با صدای "Natasha Stprie "

 اما این بار شش شاه ترانه داریم ...

 طبق معمول با " Kardes Turkuler "و ترانه های :

 Kerwanê

Denize YakiLan Turku

SiLemano

 و این ابهام و سرگردانی با " B Tribe " :

B Tribe - 1 Intro

B Tribe - 2 Anika

B Tribe - 3 Intro

B Tribe - 4 Adagio In G-Minor

B Tribe - 5 Ode to Dolores Del Rio

 

نوشته شده در جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 1:53 توسط عبدالله قوامی|


آخرين مطالب
» بسیار ستم بر من از این چند نفر رفت ...
» خاطراتَ م را چه خواهی کرد ... ؟! گیرم باد برد ...!!!
» مه ر د بلبل به پرسم نوم و نشونت ... هه گل اي ...
» سال نو ... بهار نو ... مبارک
» به لولیان ... پری وشان ... سبو و سیب هدیه کن
» چله‌نشینانِ زمستان
» دفتری از سِحر مطلق ... پیش چشمش باز بود
» واقعه ی کم تحمل ها ...
» بعد از واقعه ...
» تا روز واقعه ...

Design By : Pichak